نشانه هایش همه جا هست پس دیدنش آسان است ♥

سلام دوستان طی استقبال عزیزان از مطالب روانشناسی و سلامت یک مطلب کوتاه ولی بسیار کاربردی در ادامه مطلب براتون گذاشتم در مورد تغذیه - کاهش و افزایش وزن .

١-ابن سینا : غذای ما داروی ماست و داروی ما غذای ما

٢-تفاوت طرز فکریک زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند..

٣- اون بچه کنجکاورو یادتونه به مامانش گیر داده بود که این ماهی زنه یا مرد ؟ حالا به باباش گیر داده که چرا این خانومه ... 


سلام به همه عزیزانی که این مطلب رو میخونن .
امروز میخوام براتون در مورد متابولیسم یا سوخت و ساز بدن صحبت کنم. این مطلب بدرد تمامی افراد زنده روی کره زمین میخوره حتی شما دوست عزیز. پس با دقت بخونینش تا همیشه سالم و شاد باشید .


میخوام ایم مطلب رو با یک جمله از ابن سینا پزشک معروف ایرانی شروع کنم کنم :


ابن سینا میگه :
غذای ما داروی ماست و داروی ما غذای ماست . ( پس دقت کنیم چی میخوریم ؟ کی میخوریم ؟ کجا میخوریم ؟ و چگونه میخوریم ؟ )


خوب بحث مونو شروع کنیم :


به طور کلی موادی که ما به عنوان خوراکی مصرف میکنیم به 4 گروه اصلی تقسیم میشه :


1- مواد معدنی یا املاح   2- چربی ها و کربوهیدرات ها ( قند ها )        3- پروتئین ها      4 - ویتامین ها


بررسی نقش مواد فوق در بدن :
1- مواد معدنی : این مواد باعث استحکام کلی بدن و استخوان ها  میشوند و در میو ه هایی مانند طالبی و هندوانه و موادی مانند شیر بیشتر یافت میشوند .


2- چربی ها و قند ها : این مواد بطور عمده نقش تولید انرژی را در بدن ایفا میکنند .


3- پروتئین ها :
این مواد وظیفه ساختن گوشت و عضلات را در بدن به عهده دارند و در موادی مانند گوشت قرمز و قارچ زیاد وجود دارند .


4- ویتامین ها : ویتامین ها نیز نقش تنظیم کلی بدن و فعالیتهای داخلی بدن را انجام میدهند . بیشتر در میوه ها یافت میشوند .

مثال های کاربردی :


1- فرض کنید شما میخواهید وزن بدن خود را کم کنید در این صورت باید مصرف چربی و قند خود را کاهش دهید و مصرف ویتامین ها را جایگزین آن کنید و همزمان

طبق برنامه منزمی وزش کنید تا چربی مازاد در بدن شما بسوزد .
2- فرض کنید شما میخواهید وزن خود را بالا ببرید . نکته با امیت در این قسمت این است که شما نباید اجازه دهید وزن بدنتان توسط چربی افزایش پیدا کند بلکه باید بافت

گوشتی و ماهیچه ای وزن بدن شما را افزایش دهد . به این منظور شما باید مصرف پروتئین و ویتامین و مواد معدنی خود را افزایش دهید و همزمان توسط ورزش بدن خود

را شاداب نگهدارید و به آن فرم دلخواه را بدهید .

اصول ورزش :


طبق آخرین تحقیقات ورزش باید حد اعقل 1 روز در میان و روزی 30 تا 45 دقیقه باشد تا تاثیر مطلوبی بر بدن بگذارد . بهتر است ورزش در فضای باز ماند پارک ها انجام گیرد . 

 

٢-تفاوت طرز فکریک زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند..


در آنجا پسر کوچکشان را در یک مدرسه ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش
را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.


روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم
امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم
برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.


پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه

روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد.

پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد
به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به کتابخانه رفتیم و به ما یاد
دادند که از کتاب های آنجا چطور استفاده کنیم.


بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم
نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی درهفته صرف ریاضی، فیزیک،
علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود.

از آنجایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش
گفت: پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو
ریاضی و فیزیک کار کنم.


بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت...

دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده.

گفتند مریض است !!!

دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند !

بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند...


وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی
رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت
تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس اروپایی اینقدر
کم درس درست و حسابی می خوانند...؟!


مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:

ما هم 70 سال پیش مثل شما فکر می کردیم

 

 3- بچه کنجکاو  و فیلم تلویزیونی ایرانی


یکی از جذابیت‌های انکارناشدنی تلویزیون کشورمان، نقش‌آفرینی بانوان ایرانی در سریال‌هایی‌ست که جدای از ساختار نامناسب و مفاهیم پیش‌پا افتاده، مشکل حاد دیگری ندارند. حتما شما هم در این فیلم‌ها و سریال‌ها دیده‌اید که زن‌های ایرانی در خانه‌های خود با چه سر و وضعی به رختخواب می‌روند و یا از خواب بیدار می‌شوند؛ البته اعتراف می‌کنیم که مردها هم در در این فیلم‌ها و سریال‌ها خیلی راحت‌تر از خانم‌ها نیستند. با این اوصاف شما فکر می‌کنید برای بچه‌های امروزی که از کنجکاوی زیاد رنج می‌برند، در حین تماشای یک سریال چه سوالاتی پیش می‌آید؟

 

 

 

«بابا جون؟»
«جونم بابا جون؟»
«این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟»
«خب... خب... خب حتما این‌جوری راحت‌تره دخترم.»
«یعنی با لباس راحتی سختشه؟»
«آره دیگه، بعضی‌ها با لباس راحتی سختشونه!»
«پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟»
«.......هیس بابایی، دارم فیلم می‌بینم.»
« باباجون، کم آوردی؟!»
«نه عزیزم، من کم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم.»
«خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود.»
«چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت می‌کنه.»
«آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟»
«نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه.»
پس چرا بدون مانتو می‌خوابه؟»
«خب مامانت این‌جوری راحت‌تره.»
«اون آقاهه هم چون می‌خواسته حجابشو رعایت کنه با کت و شلوار خوابیده بود؟»
«نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.»
«پس چرا خانمش که خیلی هم خانم خوبیه بهش کمک نکرد لباسشو در بیاره؟!»
«چون می‌خواست شوهرش روی پاهای خودش بایسته.»
«واسه همینه که شما نمی‌تونید روی پاهای خودتون بایستید؟»
«عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟»
«داری می‌پیچونی؟»
«نه قربونت برم عزیزم، اما یه بچه خوب که وسط فیلم این‌قدر سوال نمی‌پرسه؛ باشه عسل بابا؟»
«اما من هنوز قانع نشدم.»
«توی این یک مورد به مامانت رفتی؛ خب بپرس عزیزم.»
«چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل می‌خوابن؟»
«واسه اینکه تخت‌خوابشون کوچیکه، دو نفری جا نمی‌شن.»
«خب چرا یه تخت بزرگتر نمی‌خرن؟»
«لابد پول ندارن دیگه.»
«پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما ماشین نداریم؟»
«چون ماشین باعث آلودگی هوا می‌شه، ما نخریدیم عزیزم.»
«آهان، یعنی آدما نمی‌تونن هم‌زمان دوتا کار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه که حجابشون رو رعایت می‌کنن، باعث آلودگی هوا می‌شن، شما و مامان که باعث آلودگی هوا نمی‌شین حجابتون رو رعایت نمی‌کنین؛ درست گفتم بابایی؟»
«آره دخترم، اصلا همین چیزیه که تو می‌گی، حالا می‌شه من فیلم ببینم؟»
«باشه، ببین بابایی اما تحت تاثیر این فیلم‌ها قرار نگیری بری ماشین بخری‌ها، به جاش برو به مامان یاد بده حجابشو موقع خواب رعایت کنه که تو این‌قدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت نکشی



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٧ توسط یک دوست | پيام ها ()