نشانه هایش همه جا هست پس دیدنش آسان است ♥

سلام بازم مطالب آموزنده از روانشناسی ازدواج در ادامه مطلب .

راستی به علت بی جنبه بازی برخی از دوستان مطالبی که تو مایه های داستان خیانت باشه از این به بد پسورد گذاری میشه . هرکی میخواد بخونه ایمیل بده پسوردشو بهش بدم . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

1- نحوه برقراری ارتباط صحیح در زندگی‌ زناشویی

2چطور در مورد رابطه ‌جنسی با شوهرتان صحبت کنید

٣-روشهای آسان برای تبدیل یک روز بد به یک روز خوب

۴-چطور از خیانت جلوگیری کنید؟

۵- خانواده شما نامزدتان را تایید نمی کنند؟


 

1- نحوه برقراری ارتباط صحیح در زندگی‌ زناشویی



معمولاً وقتی برای رفتن به شهرهای مختلف سوار هواپیما می‌شوم، کسی که بغل دستم می‌نشیند کارم را سوال می‌کند. وقتی می‌گویم که مدیریت برنامه‌های تقویت زندگی ‌زناشویی در دینامیک خانواده را بر عهده دارم، معمولاً سوالاتی درمورد ازدواج از من می‌پرسند.

در آخر این مکالمه به نقش گفتگو در ازدواح ختم می‌شود. در این مواقع معمولاً سوال می‌کنند که به نظرم جنبه‌های حیاتی یک گفتگوی خوب چیست و درواقع ارتباط و گفتگوی بد چه گفتگویی است. من هم 5 جزء اصلی یک رابطه و گفتگوی خوب را اینطور توصیف می‌کنم:


گفتگوی خوب در ازدواج توام با احترام است.

طعنه و کنایه، عبارات و حرف های انتقادی و قضاوت‌ کننده و اتهامی جزء گفتگوی عاری از احترام است. می‌توان گفت رابطه و گفتگوی خوب رابطه‌ ای است که این بی‌احترامی ‌ها را در خود نداشته باشد. این یعنی گفتگوی خوب کیفی است. کافی است به زوج‌هایی که با هم حرف می‌زنند توجه کنید. آیا در جواب عبارات و اظهارنظرهای صادقانه، پاسخ‌هایی نیش و کنایه‌دار می‌شنوید؟ آیا می‌شنوید که یکی از طرفین دیگری را بخاطر مدل حرف زدن مسخره می‌کند؟ آیا می‌شنوید که یکی از زوج ‌ها انتخاب‌ها و تصمیمات دیگری را نقد می‌کند؟ آیا در جواب افکار صادقانه یک طرف، می‌بینید که طرف دیگر چشم گرد می‌کند؟ حالا طریقه حرف زدن خودتان با همسرتان را بررسی کنید. آیا رابطه و گفتگوهای شما محترمانه است یا به هم بی‌احترامی می‌کنید؟


گفتگوی خوب در ازدواج کمّی است.

بیشتر زوج‌ها کمتر از 15 دقیقه در هفته با هم یک گفتگوی جدی و معقول دارند. خانواده ‌هایی که در آن هم مرد و هم زن کار می‌کنند سعی می‌کنند فرزندان را تشویق کنند در هر فعالیت تفریحی شرکت کنند و همین باعث می‌شود آن مشکل دیرتر نمود پیدا کند. مشکل لاینحل نیست اما می‌توان از انجام همزمان چند کار فایده برد.

گفتگوی خوب می‌تواند موقع شرکت در فعالیت‌های دیگر هم اتفاق بیفتد. موقع راه ‌رفتن، کار کردن در خانه، تماشای تلویزیون، جلسات خانوادگی یا وقتی کنار هم در ماشین نشسته ‌اید با هم حرف بزنید.


گفتگوی خوب در ازدواح یک ارتباط دوجانبه است.

درست مثل حرف زدن توام با احترام در یک گفتگوی خوب، گوش دادن توام با احترام هم ضروری است. ارتباط بد زمانی شروع می‌شود که یک زوج عنان گفتگو را در دست می‌گیرد اما شنونده هم می‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصری، اشارات منفی صورت و زبان بدن ضعیف هم می‌تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگیرد.

به زوجی که در فرودگاه یا فروشگاه با هم حرف می‌زنند خوب نگاه کنید. آیا یکی از آنها بر گفتگو تسلط دارد؟ آیا وقتی همسرش سعی می‌کند چند کلامی برای دفاع از خود یا ابراز نظراتش بگوید، صحبتش را قطع می‌کند؟ آیا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنیدن حرف های طرف مقابل خود نیست؟ اگر اینطور است، این گفتگو یک رابطه متقابل نیست و جزء بدترین گفتگوهاست.


گفتگوی خوب در ازدواج بینش بیشتری طلب می‌کند.

مهم نیست که یک حرف چقدر خوب بیان شود، بیشتر شنونده‌ ها نمی‌توانند مفهوم و منظور واقعی و کامل گوینده را دریافت کنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهمات در گفتگوها این است که سوال بپرسید. اما برای داشتن یک گفتگوی خوب این سوالات باید در کمال احترام و محتاطانه پرسیده شود.

پاسخ‌هایی مثل، "این احمقانه‌ترین چیزی است که تا بحال شنیده‌ام، منظورت این نیست که...؟" به دنبال منظور واقعی گوینده است اما درکمال بی ‌ادبی این کار را می‌کند. از طرف دیگر، یک عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، "ببخشید که نتوانستم متوجه منظورت شوم، میشه کمی بیشتر درمورد منظورت توضیح دهی"، با ادب و احترام کامل به دنبال منظور گوینده است.


گفتگوی خوب در ازدواح صادقانه است.

هر زوجی که می‌فهمد همسرش درمورد چیزی به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشکلی پیش می‌آید نمی‌داند که همسرش با او صادق است یا نه. متاسفانه دروغگویی اثرات طولانی مدتی در رابطه دارد. صداقت فقط به معنای پرهیز از دروغ نیست. صداقت به این معنا است که از پنهان کردن چیزی که همسرمان حق دانستنش را دارد خودداری کنیم. چرا اینکار را می‌کنیم؟ معمولاً یا از قضاوت او واهمه داریم و یا می‌ترسیم که احساسات او را جریحه‌دار کنیم.

در یک گفتگوی خوب در ازدواج جای پنهان‌کاری و تغییر واقعیات از همدیگر نیست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معنای خشونت نیست. صداقت باید توام با احترام باشد.


 

2چطور در مورد رابطه ‌جنسی با شوهرتان صحبت کنید

متداول‌ ترین مشکل جنسی بین زوج ‌های خوشبخت چیست؟ چیزی نیست جز عامل "کافی نبودن." زوج‌ها معمولاً در زندگی‌های زناشویی که محکوم با شدت و تکرار رابطه‌ جنسی است سردرگم می‌شوند. اما به عقیده دکتر کیمبرلی شارکی درمانگر جنسی این یک خبر خوب است. واقعیت این است که، "مسائل جنسی در زندگی‌های زناشویی خوب و موفق معمولاً قابل حل هستند." اما باید درمورد رابطه ‌جنسی با همسرتان صحبت کنید. در زیر به نکاتی اشاره می‌کنیم که برای حرف زدن در این رابطه با همسرتان کمکتان می‌کند.

1.      هیچوقت در تختخواب موضوع را به میان نکشید.

درست قبل و بعد از رابطه‌ جنسی، وقتی برهنه هستید، اصلاً زمان خوبی برای بررسی اشتباهات و عملکرد جنسیتان نیست. دکتر شارکی می‌گوید، "در این زمان همه ما بیشتر از زمان‌های دیگر آسیب‌پذیر هستیم." علاوه بر این، اتاق خوابتان و مخصوصاً تختخوابتان، باید محل آرامش شما باشد نه محلی برای ایراد نارضایتی‌ها. باید محلی دلپذیر اما خنثی برای این منظور پیدا کنید، مثل یک رستوران یا کافی‌شاپ که به اندازه کافی برای ریلکس کردن رمانتیک و آرامش‌ بخش باشد.

2.      برای حرف زدن برنامه بریزید.

درست است که می‌توانید در همان لحظه هم حرف بزنید اما الان شاید وقتش نباشد. اگر بی‌مهابا حرف بزنید، ممکن است باعث شود همسرتان حالت دفاعی بگیرد. از قبل به او بگویید که می‌خواهید با او حرف بزنید تا هر دو شما فرصت کافی برای فکر کردن به آنچه می‌خواهید بگویید در اختیار داشته باشید.

3.       با عشق و علاقه به عطش و شور روابط جنسیتان در روزهای اول ازدواج نگاه کنید.

گاهی ‌اوقات سهیم شدن در یک حس نوستالژی از آنچه قبلاً انجام می‌دادید برای اینکه بتوانید آزادانه درمورد رابطه‌ جنسی با هم حرف بزنید هدایتتان می کند. می‌توانید بگویید، "آن موقع‌ها را یادت هست که ساعت‌ها فقط همدیگر را می‌بوسیدیم؟" یا "وقت‌هایی که بغلم می‌کردی واقعاً سراپا لذت می‌شدم."

4.      بدانید که او خود به ‌خود نمی‌داند که چطور باید به شما لذت بدهد.

این روزها کمتر مردی هست که راه و رسم عشق‌بازی با همسرش را بلد نباشد اما همیشه هم اینطور نیست. مشکل اینجاست که کارهایی که قبلاً برایتان لذت ‌بخش بودند ممکن است الان دیگر تاثیر نداشته باشند. دلیل آن می‌تواند بچه‌دار شدن یا بالاتر رفتن سنتان باشد. اگر خودتان به او نگویید که چه می‌خواهید، او از کجا باید بفهمد؟

5.      درمورد چیزی که می‌خواهید رک و راست باشید.

اگر ندانید چه چیز شور و میل جنسی شما را تحریک می‌کند به هیچ ‌وجه نخواهید توانست آن را به همسران بفهمانید. اگر قبلاً یک راست وارد تخخواب می‌شدید و سر کار اصلی می‌رفتید ولی الان احساس می‌کنید دوست دارید وقت بیشتری را صرف عشق‌بازی کنید باید این را به همسرتان بگویید. اگر یک قسمت خاص از بدنتان دیگر مثل قبل محل خوبی برای تحریک شدن نیست باید آن را به اطلاع او برسانید.

6.      سرزنش یا تحقیرش نکنید.

برای اینکه به چیزی که می‌خواهید برسید لازم نیست بدجنس شوید. با پذیرش ذهنی شروع کنید. این یعنی فرض کنید که همسرتان دوست دارد بیشترین لذت‌ها را به شما بدهد. پس به‌جای اینکه بگویید، "باید درمورد روابط جنسی مسخره‌ای که داریم با هم حرف بزنیم:، بگویید، "می‌دونم دوست داری من از رابطه ‌مون لذت ببرم اما می‌خوام تو هم لذت ببری به خاطر همین مایلم صحبت کنیم تا ببینیم چطور می‌تونیم هر دو لذت ببریم."

7.      .موضوع را به خودتان برگردانید.

زاویه صحبت را طوری تغییر دهید که انگار موضوع درمورد شماست. مثلاً بگویید، "به این ربطی نداره که تو چه کاری رو اشتباه انجام میدی، موضوع اینکه که من چه چیزی دوست دارم." پس به‌ جای اینکه بگویید، "هیچوقت به اندازه کافی با من عشق‌بازی نمی‌کنی" بگویید، "دوست دارم قبل از اینکه سراغ کار اصلی بریم کمی ناز و نوازشم کنی."

8.      به ایما و اشاره‌ های غیرکلامی خودتان دقت کنید.

شاید در کلماتی که به کار می‌برید دقت کنید که به هیچ‌ وجه فرد همسرتان را مقصر نکنید اما زبان اندامتان چطور؟ زبان اندامتان هم راهی برای بیان احساستان است! سعی کنید تا می‌توانید آرام باشید و بدون عصبانیت و خستگی حرف بزنید. چند نفس عمیق بکشید، دقت کنید که دست ‌به سینه نباشید و موقع حرف زدن نزدیک او بنشینید.

9.      در ذهنتان راه ‌حل داشته باشید و از ایده‌های او هم استقبال کنید.

رسیدن به خواسته‌های و نیازهایتان درست است اما باید به حرف‌های او هم گوش بدهید. اولویت‌های او هم ممکن است تغییر کرده باشد و نیمی از سهم لذت بردن از رابطه‌جنسی برعهده ‌شماست. با او همفکری کنید و بهترین زمان‌ها را برای رابطه ‌جنسی تعیین کنید. شاید هم بد نباشد با هم برای مشاوره بروید. مشاورین می‌توانند راه‌های بسیار خوبی برای برگرداندن شور و عشق قدیم به زندگیتان به شما پیشنهاد کنند.

10.              یادتان باشد این مکالمه یک طرفه نیست.

حرف زدن درمورد زندگی جنسیتان چیزی نیست که یکبار در طول زندگیتان درمورد آن حرف بزنید. این بحثی همیشگی است. بعضی از زوج‌ها به‌طور منظم جلساتی را با هم به حرف زدن درمورد مسائل دیگر زندگی مثل برنامه‌های مالی و برنامه‌های مربوط به فرزندانشان اختصاص می‌دهند. چرا نباید وقتی را هم برای حرف زدن درمورد زندگی جنسیتان اختصاص دهید؟


٣-روشهای آسان برای تبدیل یک روز بد به یک روز خوب



یک روز بد قرار نیست تا آخر بد بماند!

از دنده چپ بیدار شدید؟ به نظرتان امروز یکی از آن روزهای وحشتناک است؟

این روزها برای همه ما گاهی پیش می‌آید. و معمولاً روزی که بد شروع می‌شود، هرچه پیش می‌رود بدتر هم می‌شود و آخر به یک روز واقعاً وحشتناک تبدیل می‌شود. این یک تجربه کاملاً آشنا است—همه ما روزهایی را داشته‌ایم که سراسر استرس و خستگی بوده است. اما چرا؟ چرا یک صبح بد باید کاری کند که کل روزمان بد باشد؟

این مسئله دلایل مختلفی دارد. بعضی‌اوقات یک "تاثیر غالب" با اتفاقات بد وجود دارد که باعث می‌شود یک اتفاق بد به اتفاق بد دیگری منتهی می‌شود. (مثلاً صبح خواب می‌مانید به همین دلیل وقتی پشت فرمان توی ترافیک نشسته‌اید کلی استرس دارید و همین باعث می‌شود دیر سر کار برسید، بخاطر دیر رسیدن رئیس با شما دعوا می‌کند و به همین دلیل کار بیشتری سرتان می‌ریزد و همین‌طور تا آخر).

همچنین چند اتفاق بد در اول صبح، رویکرد ذهن ما را منفی می‌کند و باعث می‌شود استرس بیشتری برای خودمان ایجاد کنیم. ممکن است با دیگران بدرفتاری کنیم و باعث شویم آنها هم کمی با ما غیرمحترمانه رفتار کنند و کمتر درکمان کنند. ممکن است اتفاقات بد بیشتر نظرمان را بگیرد و کمتر متوجه اتفاقات خوب و مثبت شویم. ممکن است فرصت‌ تجربه‌های خوب را از دست بدهیم چون ذهنمان را درگیر فکر کردن به اتفاقاتی که صبح افتاده کرده‌ایم.

اما برای اینکه اجازه ندهیم روزی که بد شروع شده بد تمام شود چه باید بکنیم؟ در زیر چند ایده عملی به شما پیشنهاد می‌دهیم.
با یک دوست خوب حرف بزنید

اینجا، تاکید روی "خوب" بودن است. تقاضای حمایت از کسی که مهارت شنیدن حرف‌هایتان را ندارد یا واقعاً و از ته دل رغبتی برای حمایت کردن از شما ندارد باعث می‌شود احساس بدتری پیدا کنید. بهترین کاری ‌که برای ایجاد حس تعادل می‌توانید انجام دهید این است که کسی را پیدا کنید که به حرف‌ها و احساساتتان گوش دهد، با شما همدردی کند و بعد کمکتان کند به نکات مثبت قضیه نگاه کنید و رویکردی تازه برایتان ترسیم کند. بعضی ‌اوقات حتی شنیدن حرف‌هایتان و همدردی کردن باعث می‌شود خودتان بتوانید از آن حالت بیرون بیایید.
یک وقفه مدیتیشنی ایجاد کنید

مدیتیشن ابزار بسیار خوبی برای کمک به تغییر رویکرد ذهن است. حتی یک مدیتیشن 5 تا 10 دقیقه‌ای هم می‌تواند شما را از استرستان جدا کرده و کمکتان کند با یک دیدگاه تازه روز را دنبال کنید.
به نعمت‌هایی که خداوند بخشیده فکر کنید

قدردانی و شکرگذاری فواید عالی برای کنترل استرس و سلامت شما دارد. وقتی به این فکر می‌کنید که چقدر نکات خوب و مثبتی در زندگیتان است فکر کردن به بدی‌ها و نقاط منفی خیلی سخت می‌شود! 10 نعمت یا استعدادی که بخاطر آن قدردان و شکرگذار خداوند هستید را بشمارید و ببینید چطور رویکردتان عوض می‌شود و روزتان را زیباتر می‌بینید.
ورزش کنید

خیلی وقت‌ها کمی ورزش کردن همه چیز را تغییر می‌دهد. تولید اندورفین استرس شما را از بین برده و انرژی منفی را از روزتان بیرون می‌کشد، حتی اگر آن ورزش برای چند دقیقه باشد. تازه تناسب‌اندام هم چیز خیلی خوبی است!
شکلات بخورید

بله، شاید این کمی با نکته قبلی در تضاد باشد اما یک تکه کوچک شکلات با یک فنجان چای سبز و یک وقفه کوتاه باعث می‌شود استرستان را بیرون بریزید و کلی روحیه‌تان عوض شود. البته ممکن است این نکته برای همه موثر نباشد.
چالش را بپذیرید!

یک دیدگاهی که می‌توانید تغییر شگرفی در تجربه شما از استرس ایجاد کند این است که موقعیت موجود را نه به شکل یک "تهدید" بلکه به شمل یک "چالش" ببینید. یک تغییر کوچک در طرز نگاهتان به موقعیت کمکتان می‌کند در نقاط منفی اسیر نشوید و خیلی زود از آن بگذرید.

ممکن است یک روز دردودل کردن با یک دوست خوب روز بدنتان را تغییر دهد و روز دیگر راهکارهای دیگر به دردتان بخورد. تنها کاری که می‌کنید باید این باشد که سعی کنید به هر طریقی انرژی منفی را از خودتان و روزی که پیش رو دارید دور کنید. شما هم می‌توانید راه‌های مختلفی که برای خودتان موثر بوده به ما معرفی کنید تا همه از تجربیات هم استفاده کنیم.


۴-چطور از خیانت جلوگیری کنید؟



نتایج تحقیقات مختلف درمورد خیانت متفاوت است. وقتی محققان پرسشنامه‌هایی را بین زنان و مردان مختلف پخش کردند و از آنها پرسیدند که آیا تابحال خیانت کرده‌اند یا نه، به نظر رسید که مردان علاقه زیادی به لاف زدن درمورد خیانت‌های خود دارند. اما زنان معمولاً انجام اینکار را پنهان کرده و درمورد آن دروغ می‌گویند. هِلِن فیشر جامعه‌شناس اعتقاد دارد که این مسئله علت دارد و آن این است که زنان در طول تاریخ بیشتر از مردان مورد خیانت قرار گرفته‌ اند. درنتیجه خیانت، زنان فرزندان و حمایت مالی و اقتصادی خود را از دست داده و حتی در برخی کشورها تحت خشونت‌های قانونی قرار می‌گیرند.

تقریباً نیمی از افرادیکه در روابط متعهد هستند، در نقطه‌ای از رابطه دست به خیانت می‌زنند. و 98 درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه خیالپردازی عشقی می‌کنند. با شیوع شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک، این خیالپردازی‌ها بسیار راحت‌تر از گذشته شده است، چه به‌صورت آنلاین و چه واقعی.

جالب است که ندرتاً افراد همسرشان را به‌خاطر کسی که با او دست به خیانت زده‌اند رها می‌کنند. و آنهایی که اینکار را می‌کنند، احتمال طلاق در رابطه دومشان بسیار بالا است زیرا فردمقابل نمی‌تواند به کسی که یکبار به خانواده خود خیانت کرده است، اعتماد کند.

پس اگر خیانت سودی به دنبال ندارد، چرا آدم‌ها به هم خیانت می‌کنند و آیا می‌توان جلو خیانت همسر را گرفت؟

 برخلاف باور عموم، خیانت معمولاً زمانی اتفاق نمی‌افتد که فرد از رابطه خود ناخوشنود است. هشتاد درصد از خیانت‌ها به دلیل فرصتی که به دست رسیده‌ است انجام می‌شوند.

اگر این درست باشد، بنابراین مهم نیست که چند مرتبه با همسرتان رابطه‌ جنسی داشته باشد یا اینکه آشغال‌ها را شب‌ها سر کوچه بگذارید یا نه. ازدواج شما همیشه درمعرض خیانت قرار دارد. دور کردن دوستان از جنس مخالف همسرتان یا محدود کردن زمانی که در اینترنت سپری می‌کند هم اثری ندارد.

و البته این را هم بگوییم که همیشه کسانیکه مشکل اخلاقی دارند نیستند که خیانت می‌کنند. در سال 2004، 82 درصد از پاسخ ‌دهندگان به یک تحقیق ابراز کرده‌اند که خیانت همیشه کاری اشتباه است. و یک تحقیق نشان داده است که تا نیمی از زنان متاهل بعد از ازدواج تا قبل از 40 سالگی حداقل یک عاشق دارند.

پیش‌گیری از خیانت خیلی ساده است، راهش راست گفتن است. محققان و روانشناسان اعتقاد دارند که برای اینکه زوج‌ها از بروز خیانت در زندگی زناشویی خود جلوگیری کنند، باید اول قبول کنند که جذب شدن به افراد دیگر مسئله‌ای کاملاً طبیعی است. و اگر متوجه شدید که درمورد یک فرد دیگر به غیر از همسرتان خیالپردازی می‌کنید، باید موضوع را به اطلاع همسرتان برسانید. این یعنی درمورد احساساتتان صادق باشید. البته لازم نیست که با گفتن جزئیات مسئله احساسات همسرتان را خدشه‌دار کنید اما قبل از اینکه نگرانی‌هایتان به مسئله جدی‌تری تبدیل شود با همسرتان صادق باشید.

به همسرتان بگویید که چه ویژگی رابطه‌تان را تحسین می‌کنید و فکر می‌کنید رابطه‌زناشوییتان چه ایرادات و اشکالاتی دارد. کاملاً راحت و معمولی با همسرتان حرف بزنید و احساساتتان را با هم درمیان بگذارید.

حرف زدن درمورد این مسائل را باید با دیدگاهی عادی و طبیعی نگاه کنید نه تهدیدآمیز مگراینکه طرف مقابلتان چیزی را از شما پنهان کند. آنوقت است که آن خیالپردازی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود و ممکن است موجب رفتارهای موزیانه و پنهان‌کاری شود. همین است که خیانت ایجاد می‌کند.

دفعه بعدی که با فردی جذاب روبه‌رو شدید، کسی مه از هر لحاظ تجسینش می‌کردید، حتماً موضوع را با همسرتان درمیان بگذارید. همیشه به اینکه در رابطه‌تان چه می‌کنید دقت داشته باشید. این را به یک اولویت زندگیتان تبدیل کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

بعد از مدتی خواهید دید که جزء معدود روابط متعهدی خواهید بود که دو طرف کاملاً به هم متعهد هستند.


۵- خانواده شما نامزدتان را تایید نمی کنند؟



یکی از بدترین اتفاقاتی که ممکن است برایتان بیفتد این است که وقتی می‌خواهید کسی که تازه با او آشنا شده ‌اید را به خانواده یا دوستانتان معرفی کنید، مورد تایید و خوشایند آنها قرار نگیرد. در چنین موقعیتی چه باید بکنید؟ آیا باید به حرف آنها که می‌گویند این فرد به درد شما نمی‌خورد گوش دهید؟ یا با میل خودتان پیش بروید؟ این اتفاق ممکن است برای همه بیفتد و شما چه فردی باشید که رابطه جدیدتان را معرفی کرده‌ اید یا جزء خانواده یا دوستان فردی باشید که رابطه جدید خود را به شما معرفی کرده است، کنار آمدن با این موقعیت برایتان سخت خواهد بود. 

یک نمونه آن یکی از دوستان نزدیکم است که همیشه با اشک و ناله درمورد نامزد خود برای من حرف می‌زد، نامزدی که می‌دانستم رابطه‌ ای متلاطم اما عاشقانه داشت. طبیعتاً سعی می‌کردم همیشه هوای او را داشته باشم و اصلاً دوست نداشتم که او را ناراحت ببینم اما می‌دانستم هم که وقتی همه چیز در رابطه‌اش خوب پیش می‌رود، خیلی کم از آن برای من تعریف می‌کند و فقط می‌گفت که شاد و خوشبخت است اما وقتی مشکلی برای او پیش می‌آمد، روزها درمورد آن با من حرف می‌زد و همه جزئیات را مو به ‌مو برایم تعریف می‌کرد. من هیچوقت با چیزهایی که درمورد نامزدش می‌گفت درمورد او قضاوت نمی‌کردم چون می‌دانستم فقط حرف‌های یک طرف قضیه شنیده‌ام. بنابراین بااینکه می‌دانستم این رابطه خیلی از نظر احساسی برای سلامت او مفید نیست، به خودم حق دخالت نمی‌دادم و همیشه سعی می‌کردم که نظرم را بی‌طرفانه ابراز کنم.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که دوستان و خانواده ‌تان می‌خواهند همیشه شما را شاد و سرحال ببینند و یک دوست واقعی همیشه خوب شما را می‌خواهد. اما هیچ‌‌ کس واقعیت رابطه شما را نمی‌داند و درک نمی‌کند مگر خودتان و طرف مقابلتان چون فقط شما دو نفر هستید که می‌دانید دقیقاً در آن رابطه چه می‌گذرد. نصیحت‌های دوستان و خانواده همیشه بنابر چیزهایی است که شما درمورد رابطه‌ تان به آنها می‌گویید به همین علت دیدگاه آنها همیشه محدود است. با این ‌وجود این نگرش به آنها امکان می‌دهد الگوهایی را در رابطه شما پیدا کنند که خودتان آنها را نمی‌بینید چون دوستان و خانواده‌ تان کسانی هستند که بهتر از بقیه شما را می‌شناسند. بعضی ‌وقت‌ها وقتی عاشق کسی هستیم، از خیلی چیزها می گذریم، خیلی چیزها را نمی‌بینیم و دوستانتان اولین کسانی هستند که پاهایتان را دوباره روی زمین برمی‌گردانند و جنبه ‌های خاص رابطه ‌تان که خودتان چشمتان را روی آن بسته‌ اید را به شما نشان می‌دهند.

وقتی دوستان یا خانواده‌ تان نصیحتتان می‌کنند، یادتان باشد که آنها از تجربیات خودشان استفاده می‌کنند. اگر شک دارید که طرف مقابلتان به شما خیانت می‌کند و آنها هم قبلاً خیانت دیده باشند، خیلی سخت است که تجربه خودشان را در نصیحتی که به شما می‌کنند وارد نکنند. اگر خیلی صدمه دیده باشند، احساسات حل ‌نشده ‌ای دارند که آن را در نظراتشان پیاده می‌کنند که ممکن است اصلاً در مورد شما  موقعیت شما کاربردی نداشته باشد. دوستتان می‌خواهد شما تجربه‌ بدی که آنها داشته‌اند را تکرار نکنید. بنابراین به یاد داشته باشید که وقتی دوستی شما را نصیحت می‌کند، باید به حرفهایش خوب گوش کنید، آن را بررسی کنید و چیزهایی را که فکر می ‌کنید به درد شما و موقعیتتان می‌خورد را از آن بیرون بکشید و از آن برای بهتر کردن رابطه ‌تان استفاده کنید.

وقتی می‌خواهید به دوستی درمورد رابطه‌ جدیدش توصیه کنید، مهمترین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که بی‌طرف و صادق باشید. دوست دارید دوستتان به شما اعتماد کند و درمورد رابطه‌اش آزادانه با شما دردودل کند و خیلی مهم است که احساس نکند که او را قضاوت می‌کنید. یکی از دوستانم در رابطه ‌ای بود که خانواده‌اش اصلاً از آن راضی نبودند و تا آخر هم خانواده‌اش آن رابطه را نپذیرفتند. این مسئله باعث شده بود که سختی ‌های زندگی برای دوست من سخت ‌تر شود چون نمی‌توانست به خانواده ‌اش که نزدیک‌ترین کسانش بودند تکیه کند. اگر دوستتان با کسی وارد رابطه شده است که فکر می‌کنید به درد او نمی‌خورد، نگرانی خودتان را حتماً ابراز کنید و بعد انتخاب را به خود او واگذار کنید و یادتان باشد که دستی بین شما از همه اینها مقدم‌ تر است. همیشه این احساس را به آنها بدهید که هر زمان که دوست داشتند می‌توانند برای دردودل و کمک روی شما حساب کنند.

نکته مهم این است که توصیه مهمترین کسی که باید همیشه گوش دهید خودتان هستید. اگر به دوستتان می‌گویید که کاری اشتباه است چرا باید خودتان آن را بپذیرید؟ پس همیشه به حرف دوستان و خانواده‌ تان گوش دهید و توصیه‌ هایشان را نادیده نگیرید اما خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید که چه چیز به نفعتان است. فقط یادتان باشد که همیشه با خودتان صادق باشید.



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۸ توسط یک دوست | پيام ها ()